چاپ کردن این صفحه

جنون و آثار آن در مسئولیت کیفری

نیوشا قهرمانی افشار، دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی پنج شنبه, 11 اسفند 776 08:00
(0 رای‌ها)

جنون زوال عقل و شعور است. در مفهوم خاص، جنون مبين نوعي زوال و اختلال در قواي دماغي است. بطوريكه اعمال مجنون فارغ از اختيار و اراده اوست. جنون از عوامل رافع مسئوليت كيفري است. در این نوشتار مفهوم جنون، جنون در قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری با توجه به تاثیر آن در احراز مسئولیت کیفری و فرآیند دادرسی بررسی خواهد شد. همچنین ضمن بررسی بیماری¬های روانی که ممکن است گاهی به اشتباه جنون تلقی شوند نگاهی گذرا به جنون متهم و آثار آن در حقوق جزای انگلستان نیز خواهیم داشت.

جنون  و آثار آن در مسئوليت كيفري:

1) ماده 51 ق.م.ا مقرر مي‌دارد: «جنون در حال ارتكاب جرم به هر درجه كه باشد رافع مسئوليت كيفري است».

2) نحوه‌ي احراز جنون: جنون اماره‌ي قانوني نيست ولذا نيازمند اثبات است. اما تشخيص آن امري ماهوي و در اختيار دادگاه است. عليرغم آنكه دادگاه جهت اثبات آن از پزشك قانوني استعلام مي‌كند اما نظر پزشك صرفاً جنبه كارشناسي داشته و براي دادگاه لازم الاتباع نيست.

 

شروط تحقق جنون رافع مسئوليت كيفري:

جنون به دو شرط از مجنون رفع مسئوليت مي‌كند: 1- تقارن جنون با جرم : عبارت «جنون در حال ارتكاب جرم» در ماده 51 ق.م.ا دقيقاً به معناي تقارن جنون با جرم است. اما جنون حادث پس از ارتكاب جرم براساس زمان تعقيب، تحقيقي و دادرسي احكام متعدد دارد. سه فرض در اين خصوص متصور است:

الف) جنون بعد از ارتكاب جرم و قبل از دادرسي: در اين صورت رسيدگي به اتهام او ترك مي‌گردد. طبق ماده 89 قانون آئين دادرسي كيفري (سابق) حدوث جنون بعد از ارتكاب جرم را از موانع تعقيب دانسته است. در قانون آئين دادرسي كيفري مصوب 1378 تبصره ماده 6 مقرر داشته: «هرگاه مرتكب جرم قبل از صدور حكم قطعي مبتلا به جنون شود تا زمان افاقه تعقيب متوقف خواهد شد». اگرچه قانونگذار مشخص نكرده كه با چه قراري تعقيب مي‌شود و از اين جهت ايراد بر قانون وارد است ليكن در قانون آئين دادرسي كيفري سابق آمده بود كه با صدور «قرار ترك تعقيب موقت» پرونده از دور رسيدگي و تحقیق خارج مي‌شود.

لذا در حال حاضر مي‌توان گفت كه قاضي دادسرا با صدور دستور اداري يا مثل سابق با صدور قرار ترك تعقيب موقت، تعقيب را متوقف مي‌نمايد. بديهي است در اين حالت ساير اقدامات مانند استماع گواهان، تفتيش و كارشناسي و تحقيق از معاونين و شركا انجام خواهد گرفت.

(ب) جنون پس از تحقيقات مقدماتي و بازپرسي و قبل از دادرسي: در اين حالت تحقيقات درباره صحت جنون در خود دادگاه بعمل خواهد آمد (ماده 90 ق.آ.د.ك) در هر صورت جريان دادرسي متوقف مي‌شود و ادامه آن موكول به افاقه متهم  است. زيرا در اين حالت نيز متهم قادر به دفاع از خود نخواهد بود.

(ج) جنون در حين اجراي مجازات: جنون مانع از اجراي بعضي از مجازات‌ها درباره مجرم نيست. (مواد 95 و 180 ق.م.ا درباره محكوم به حدّ). اما در مورد مجازات حبس ماده 37 ق.م.ا تعيين تكليف كرده. همچنين جنون حادث بعد از محكوميت، بر روي كيفرهاي مالي و محروميت از حقوق اجتماعي بي‌تأثير است.

2- تلازم جنون با جرم: پزشكان رواني براي جنون شرط ديگري هم در عمل قائل شده‌اند كه تلويحاً از عبارت «جنون در حال ارتكاب جرم» هم مي‌توان فهميد و آن ارتباط جنون با جرم است. بسياري از افراد تحت تأثير اوهام و احكام ديداري و شنيداري گاه مي‌پندارند كسي با آنان سخن مي‌گويد و به آنها دستور مي‌دهد و گاه حضور واقعي ديگران را كه در صدد آزار و اذيت آنهاست در كنار خود لمس مي‌كند. لذا رفتار مجرمانه آنها به منظور رهايي از زجر و رنج باطني و بصورت ايراد ضرب و جرح يا آدمكشي بايد نتيجه منطقي تصورات و تخيلات آنها باشد. سوالي كه پزشكان رواني با آن مواجه هستند اينست كه آيا جرم ارتكابي نتيجه نابساماني يا بيماري رواني بوده است يا خير؟ چه بسا ممكنست جرمي كه مجنون به آن متهم است هيچگونه ارتباطي با وضع يا بيماري رواني او نداشته باشد و يا بعبارت ديگر اين حالات مؤثر بر رفتار او نباشد. در اين حال، رفع مسئوليت از مجنون دشوار است.

حالت‌هاي نزديك به جنون: در ميان بزهكاران همواره كساني هستند كه از نظر هوش و ادراك اختلال يا نقصي ندارند و نشانه‌هاي بيماري‌هاي رواني هذيان و يا پريشاني افكار در آنها ديده نمي‌شود ولي فاقد توان پذيرش و سازش با هنجارهاي اخلاقي محيط و اجتماع‌اند. اينان حالت‌هاي تهاجمي و روحيه‌اي ستيزنده دارند. روانپزشكان اين گروه از ناسازگاران اجتماعي را شخصيت‌هاي كژخو و گروهي ديگر را بعنوان نابهنجاران رواني شامل مصروعان، كرولال‌ها و مبتلايان به هيستري رده‌بندي كرده‌اند. اما دانش روانپزشكي امروز بزهكاران فوق را هيچ‌گاه مجنون نمي‌شناسد.

بيماري‌هاي اراده: بيماري‌هايي مانند ضعف اعصاب و يا خستگي رواني و يا بيماري‌هايي كه به صورت ادواري يا حالت‌هاي ثابت مانند هوس دزدي يا هوس آتش افروزي عارض مي‌شود بگونه‌اي نيست كه از بزهكار كاملاً رفع مسئوليت كند. زيرا تأثير اين بيماري‌ها به اندازه‌اي نيست كه عنان اختيار را كاملاً از كف انسان بيرون برد.

خوابگردي: اگر در خواب بر اثر حركت و غلتيدن موجب تلف یا نقص عضو ديگری شود مسئوليتي متوجه او نيست و فقط عاقله او ضامن پرداختن ديه است (م.323 ق.م.ا) – اگر در حال خواب كسي را بكشد فقط به ديه قتل محكوم خواهد شد. شبه عمد: م 225 ق.م.ا

هيپنوتيزم: اگر فردي با تلقين ديگري به خواب رود و به فرمان او مرتكب جرم گردد بنظر مي‌رسد با توجه به اينكه فاعل ابزاري در دست ديگري بوده، بجهت اقوي بودن سبب از مباشر، خواب كننده مسئول است. اما اگر مباشر قبل از خواب بداند كه به ارتكاب جرم وادار خواهد شد و عالماً به اين كار تن در دهد رفع مسئوليت كيفري از او دشوار است.

 

ضوابط قانوني حاكم بر مفاهيم جنون و مجنون:

1- تبصره 1 م 211 ق.م.ا (اكراه در قتل)  2- موارد شرايط قصاص: (م 221 ق.م.ا) و م (222 ق.م.ا)   3- (مواد 225 و 323 ق.م.ا)-  4- شرايط دعوي قتل (م 227 ق.م.ا) 5- شرايط اقرار  6- مواد 95 و 64 ق.م.ا  7- ماده 166 ق.م.ا و 177 ق.م.ا  8- از نظر پرداخت ديه تبصره 1 بند ج م 295 ق.م.ا و تبصره م 306 ق.م.ا   9- حدود مسئوليت جزايي (مواد 52 و 51 ق.م.ا)

 

اقسام بيماريهاي رواني :    1) اختلالات روان نژندي      2) اختلالات روان پريشي

گروه اول اختلالاتی هستند که بیمار به بیماری خود بصیرت داشته و برای درمان پیشقدم میشود این دسته از بیماران نسبت به اعمال ارتکابی خود مسول تلقی میشوند جز در موارد شدید که بطور کامل از بیمار سلب اراده میشود وسواس و اختلالات اضطرابی از جمله بیماریهای روان نژندی هستند گروه دوم شامل بیماریهای روان پریشی است که در برخی از انها از فرد بکلی سلب اراده میگردد و مسول شناخته نمیشود.

اختلالات روان پريشي عبارتند از:

 الف) اسكيزوفرنيا: علامت بارز آن توهم و هذيان است.

انواع اسكيزوفرن: 1) پارانوئيد: گاهي آنقدر ظاهري آراسته و گفتاري معقول دارند كه غير مسئول شناخته شدن آنها از سوي پزشكان مورد قبول مقامات قضايي قرار نمي‌گيرد.

2) نوع كاتاتوني (همراه با حركات كليشه‌اي و وضعيت گيريهاي عجيب و غريب يا امتناع از تكلم و غذا خوردن است.)

3) اسكيزوفرن نوع بهم ريخته يا سازمان نيافته يا هبه فرينك، بطوري است كه در مشاهده رفتار و تكلم بيمار براحتي روان پريش بودن او جلب نظر مي‌كند.

ب) اختلال هذياني: كه قبلاً پارانويا شناخته مي‌شد نوعي بيمار رواني همراه يا عقايد فرضي و غير واقعي است. در اين بيماران، دل مشغولي با مسائل جزيي و عدم درك صحيح از مناسبات روزمره منجربه ايجاد عقايد غلط و هذياني شده بنحويكه تصميمات خطرناكي ممكنست براي رها شدن از اين افكار اتخاذ نمايد.

ج) اختلالات خلقي با تظاهرات روان پريشي: ماهيت اين رفتارها ادواري است. افسردگي اساسي عود كننده و اختلال خلقي دو قطبي با تظاهرات روان پريشي از جمله اين اختلالات است.چون در این نوع دوره های بهبود و عود وجود دارد در دوره عود ممکنست علایم جنون اشکار شود لذا انرا جنون ادواری مینامند

د) جنون در اثر صرع: گاهي بيماران مصروع قبل از حمله صرع يا بعد از آن دچار عوارض رواني مي‌شوند و اين حالات آنقدر شديد است كه موجب دست زدن به خشونت و جنايت مي‌شود. هر چند كه در مطالعات اخير اين موضوع مورد ترديد قرار گرفته.

هـ) جنون پس از زايمان: آشفتگي‌هاي رواني در زنان زائو اغلب بصورت اوهام و توهمات گوناگون و در نتيجه آسيب رساندن به خود، شوهر يا نوزاد تظاهر مي‌كند.

و) جنون ناشي از سوء مصرف داروهاي روان گردان ، مواد مخدر و الكل: بروز اختلالات عميق شناختي، فراموشي، هذيان‌ها و توهمات گوناگون در چنين مواردي مشاهده مي‌شود.

علائم اختلالات روان پريشي و جنون:

الف)رفتار عمومي               ب) بصيرت                   ج) هذيان‌ها

 

انواع مهم هذيانها:

1- هذيان آسيب و آزار: بيمار مدام فكر مي‌كد ديگران در پي آزار او هستند و آنها را دشمن خود انگاشته ممكنست قصد قتل آنها را كند.

2- هذيان گناه و تقصير: بيمار تصور مي‌كند موجب ازار ديگران شده و براي رهايي خود از اين فكر دست به خود كشي مي‌زند.

3- هذيان فنا: اين بيماران فكر مي‌كنند مرده‌اند و روح انها از مدتها قبل بصورت شبحي زندگي مي‌كند.

4- هذيان نفوذپذيري: اين بيماران معتقدند دیگران از راههاي گوناگون در انها نفوذ نموده و با ارسال امواج در فكر و روح آنها دخالت كرده و اراده آنها را منحرف مي‌كنند.

5- هذيان بزرگ منشي: بيمار خود را اغلب بصورت يكي از شخصيتهاي بزرگ مذهبي يا تاريخي انگاشته و يا خود را مخترع يا كاشف اسرار تصور مي‌نمايد.

6- هذيان اشارات يا كنايات: تصور مي‌كنند كه مردم آنها را فرد مهمي دانسته و سر گذشت رمان و نمايشنامه زندگي آنها را مي‌نگارند.

7- هذيان انهدام جسماني: اين بيماران از ابتلا به بيماريهاي صعب‌العلاج و سرطاني و خوره در هذيان بوده و هذيان آنها مربوط به فساد يا گنديدگي نسوج است.

معمولاً هذيانهاي فوق غير منطقي و ابلهانه است ولي هذيان پارانوئيد در وهله اول منطقي بنظر مي‌رسد.

د- توهمات که عبارتند از

1- توهمات شنوايي              2- توهمات بويايي                 3- توهمات بينايي

4- توهمات چشايي               5- توهمات لامسه‌اي.

تمارض و تجنّن: از نظر شدت و ضعف به سه گروه زير تقسيم ميشوند: 1- پافشاري در تداوم بيماري. 2- تمارض يا تجنن توأم با مبالغه. 3- تمارض يا تجنن حقيقي.

انواع تمارض و تجنن: 1- منفي بافي 2- رفتار غير عادي و ادا و اطوار  3- هذيان گويي دروغين و هيجان زدگي غير واقعي

باید توجه داشت که این افراد مسولیت کامل اعمال خود را دارا میباشند تنها دو درصد از انها ممکنست در ردیف بیماران روانی فاقد مسولیت قرار گیرند.

در قانون آئين دادرسي كيفري نيز در ماده 8 بند 1 آن، جنون از جهات سقوط دعواي عمومي شناخته شده است.

اين در حاليست كه با بررسي جنون در 3 مرحله از مراحل ارتكاب جرم كه قبلاً شرح آنرا داديم، در هيچيك از آن موارد دعواي عمومي ساقط نمي‌شود و موجبي براي صدور قرار موقوفي تعقيب باقي نمي‌ماند. علل سقوط دعواي عمومي بعد از ارتكاب جرم بوجود مي‌آيند نه قبل آن و جنوني كه بعد از ارتكاب جرم حاصل گردد از موارد تعليق كيفري است نه از موجبات صدور قرار موقوفي تعقيب.

جنون در حقوق انگلستان :

براي انكه متهم بتواند دفاع جنون را اثبات كند بايد ثابت نمايد كه در حين ارتكاب تحت چنان اختلال مشاعر ناشي از بيماري رواني عمل نموده است كه از ماهيت و كيفيت عمل خود آگاه نبوده و يا اگر آگاه بوده نمي‌دانسته انچه انجام مي‌دهد خطا است- الف) فرض بر اينست كه كليه افراد عاقل هستند. اثبات جنون بر عهده متهم است. ب) بايد نوعي بيماري رواني وجود داشته باشد. اين يك مساله حقوقي است تا پزشكي. ج) متهم بايد در وضعيتي باشد كه از ماهيت عمل خود آگاه نباشد يا اگر آگاه بوده نداند كه فعلش خطاست. د) توهم نسبي ممكنست كافي باشد.

در مورد جنون در قانون آیین دادرسی کیفری انگلستان در سال 1991 قانونی وضع شد با عنوان جنون و ناتوانی از دفاع که طبق آن قانون متهمی که در مورد او ادعای جنون مطرح شده بود بعد از اثبات به دستور قاضی در بیمارستانی که وزیر کشور تعیین می کرد نگهداری می شد در سال 1843 نیز مطابق قواعد مک ناتن  تشخیص جنون متهم  ضابطه مند شد بدین صورت که او باید در حین ارتکاب جرم دچار آنچنان نقصان عقلی باشد که ماهیت و کیفیت عمل خود را درک نکند قبل از تصویب قانون سال 1991 استناد به دفاع جنون زیاد نبود تا جایی که حداکثر در سال به چهار مورد محدود می شد اما از زمان تصویب آن قانون به بعد استناد به دفاع جنون تا حدی افزایش یافته و تقریبا در سال به نه مورد صدور رای جنون انجامیده است. در 52% این موارد دستور اقدامات تامینی به ویژه دستور مراقبت یا معالجه نسبت به متهم صادر شده . در حقوق انگلستان نیز همچون حقوق ایران مفهوم جنون بیشتر یک مفهوم حقوقی است تا پزشکی و پزشکان می توانند در مورد نحوه برخورد کلینیکی با متهم مجنون اظهار نظر نمایند. نهایتا در صورت اثبات جنون نتیجه آن صدور رای خاص بی¬تقصیر به دلیل جنون خواهد بود.

 

نیوشا قهرمانی افشار، دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی

 

خواندن 564 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 01 خرداد 1398 10:31